همزاد شاعران دربدرم_ شعرم که اسم ترا_ تکرار می‌کند.

چهارشنبه ۶ نوامبر ۲۰۱۹


یکشنبه ۸ نوامبر ۲۰۰۹

شناسنامه ۳۲

.
٣٢
حوالی‌ی این دریاچه
بدنیا آمده‌ام
نگاه کنید;
شناسنامه‌ام
هنوز خیس است



چهارشنبه ۴ نوامبر ۲۰۰۹

تظاهرات




یک‌بار دیگر همبستگی‌ی خود را با جنبش حق‌طلبانه‌ی مردم غیور ایران اعلام کرده ، اعمال هرگونه خشونت درمقابل تظاهرات آرام مردم‌مان را محکوم می‌کنیم. آنان‌که اسلحه‌ی کورشان را به سمت قلب گرم جوانان ما نشانه می‌روند باید به یاد داشته باشند که اینان فرزندان همان نسل جان برکفی هستند که با هدف آزادی برای همه، در برابر کشتار جمعی‌ی رژیم ستمشاهی محمدرضا پهلوی ایستادگی کرده بساط آن‌را بهم ریختند . به یاد داشته باشند که هر قطره‌ی خونی که بر زمین این خاک
ریخته می‌شود خاطره تازه‌ای را باربر می‌کند که عشق به رهایی از زور و شمشیر را سبز می‌کند.
........گ.................................................................... .....عکسی از تظاهرات اخیر مردم ایران

جمعه ۳۰ اکتبر ۲۰۰۹

تا خرند اين قوم






‹تا خرند اين قوم ، رندان خر سواري مي كنند›
ملك الشعراي بهار

........................................................................................................................
ملك الشعراي بهار
.................................................................................................................................
در محرّم ، اهل ري خود را دگرگون مي كنند …….از زمين آه و فغان را زيب گردون مي كنند
گاه عريان گشته با زنجير ميكوبند پشت….......گه كفن پوشيده ،‌ فرق خويش پرخون مي كنند

گه به ياد تشنه كامان زمين كربلا…….…......……… جويبار ديده را از گريه جيحون مي كنند
وز دروغ كهنه ي « يا لیتنا كنّا معك» …..……شاه دين را كوك و زينب را جگرخون مي كنند
خادم شمر كنوني گشته، وانگه ناله ها…….......با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون مي كنند
بر “يزيد” زنده ميگويند هر دم، صد مجيز ……..پس شماتت بر يزيد مرده ی دون مي كنند

پيش ايشان صد عبيدالله سر پا، وين گروه …...……ناله از دست “عبيدالله مدفون” مي كنند
حق گواه است، ار محمد زنده گردد ورعلي…...…….هر دو را تسليم نوّاب همايون مي كنند

آيد از دروازه ی شمران اگر روزي حسين، …….شامش از دروازه ی دولاب بيرون مي كنند
حضرت عباس اگر آيد پی يك جرعه آب، ……..….مشك او را در دم دروازه وارون مي كنند
گر علي اصغر بيايد بر در دكانشان …….…….درد و پول آن طفل را يك پول مغبون مي كنند
ور علي اكبر بخواهد ياري از اين كوفيان،...روز پنهان گشته، شب بر وي شبيخون مي كنند
لیک اگر زین ناکسان خانم بخواهد ابن سعد …..…خانم ار پیدا نشد، دعوت ز خاتون می‌کنند
گر يزيد مقتدر پا بر سر ايشان نهد، ………………خاك پايش را به آب ديده معجون مي كنند
سندی شاهک بر زهادشان پیغمبر است…...…..هی نشسته لعن بر هارون و مامون میکنند

خود اسيرانند در بند جفاي ظالمان، …….…… بر اسيران عرب اين نوحه ها چون مي كنند؟
تا خرند اين قوم، رندان خرسواري مي كنند .…وين خران در زير ايشان آه و زاری مي كنند


چهارشنبه ۲۸ اکتبر ۲۰۰۹

روی موج کوتاه

.
۳۰
اتفاقی کوچک بودم
.................که هیچگاه رخ نداد
دو دو تا همیشه
چهار تا نمی‌شود
.......................................۲٩ اکتبر٢٠٠٩
............................... روزویل کالیرنیا

جمعه ۲۳ اکتبر ۲۰۰۹

روی موج کوتاه

.
۲٩
در این تاریک‌خانه
هیچ عکسیُ گروهی
...............................ظاهر نمی‌شود!

.
..................................
۲۲ ٢٠٠٩اکتبر
............................... روزویل کالیرنیا

چهارشنبه ۱۴ اکتبر ۲۰۰۹

روی موج کوتاه

.
۲٧
سایه‌ات را کنار می‌زنم
تا در آینه‌ات دیده شوم
.
۲٨
صورت‌ام را می‌شویم
بوی خزر نمی‌دهد این آب
!

...................................۱۲ ٢٠٠٩اکتبر
............................... روزویل کالیرنیا

چهارشنبه ۷ اکتبر ۲۰۰۹

روی موج کوتاه

.
۲۶
با این الف نه می‌شود
گلی را آب داد
و نه می‌شود
دریاچه‌ای را آبی کرد
کاش می‌شد به کلاس اول برگردم
خانم معلم‌ام
آن‌قدر هم قد بلند نیست دیگر
می‌شود گوش‌اش را کشید
.
..................................٧. ٢٠٠٩اکتبر
............................... روزویل کالیرنیا

سفر یک دوست مشفق


.
سه سال پیش وقتی در سفری به لوسآنجلس برای انجام مصاحبه‌ای در مورد قمر با آقای ربیع مُشفق همدانی مترجم کتاب برادران کارامازوف اثر فئودور داستایوسکی و بسیاری کتب دیگر به اتفاق چند تن از دوستان به دیدن ایشان رفتیم (که شرح این مصاحبه در دفتر هنر شماره‌ی ۱۸ و ١٩آمده) متأسفانه هیچگاه نام او را پیش از آن نشنیده بودم. اما در جریان مصاحبه و موضوعاتی که مطرح شد دریافتم که با یک شخصیت محترم ایران‌دوست و فرهنگی مواجه هستم که مانند گنجینه‌ای نایاب عشق به این سرزمین را درخود حفظ کرده و هیچگاه اجازه نداده که خللی در آن بوجود آید......... .............................................................................................مشفق همدانی همراه همسرشان
ربیع مشفق همدانی همان‌طور که در طول سالیان کوشش‌های فرهنگی و روزنامه ‌نگاری‌اش بسیار تازه و پویا بود و برای تقویت
و گسترش نهال جوان شعر نوی امروز ایران کوشش‌های بی‌پایان کرد جوان‌اندیش و نو بود، برای او ادبیات و فرهنگ ایران به مثابه خاک این مرز و بوم عزیز و قابل احترام بود. می‌دیدم که چگونه به خدمت‌گزاران این فرهنگ احترام می‌گذاشت و آن‌ها را عزیز می‌داشت.
مصاحبت شاید دوساعته‌ای که با او در دو سفر به شهر فرشتگان داشتم برای‌ام خاطراتی عزیز را در ذهن به جا گذاشته است که همیشه به همراه خواهم داشت.
یاد عزیز
مشفق همدانی بلند باد!
....................................................................................... ح . ش


عنوان بی‌پایه‌ی‌ زبان تاجیکی

از این‌که قومی به‌خواهند در محدوده‌ی جغرافیایی‌ی خود به زبانی که علاقه‌مندِ تکلم به آن هستند صحبت کنند البته حق مسلم آن‌هاست و کسی نمی‌تواند از آن‌ها خرده بگیرد و یا آن‌ها را از این عمل باز بدارد، همان‌طور که هر ملتی می‌تواند در حوزه‌ی زندگی‌ی خود طبق قوانین مصوبه‌ی اکثریت و تا آن‌جا که ضد حقوق مسلم بشر نباشد زندگی نماید. من حتی اعتقاد دارم که مردم یک محدوده‌ی جغرافیایی می‌توانند برحسب خواست عادلانه و نه تحریک گروهی فرصت ‌طلب نوع حکومت‌اشان را نیز تعیین کنند و در صورت تمایل به شکل کشوری مستقل از کشوری که در آن قرار دارند به حیات سیاسی و اجتماعی‌خود ادامه دهند که این مهم البته می‌بایستی با تصویب آگاهانه‌ی مردم آن حوزه انجام شود، اما اگر مشتی فرصت‌طلب بخواهند با تکیه بر احساسات ملی مردم دست به عملی غیر معقول و نادرست بزنند هیچگاه مورد تأیید انسان‌ها وگروه‌ها و سازمان‌های طرف‌دار حقوق مردم نخواهد گرفت. من هیچ‌گاه بیاد ندارم که کسی زبانی را که استرالیایی‌ها به آن تکلم می‌کنند زبان استرالیایی بخوانند و یا همین‌طور در مورد زبان آمریکایی‌ها و کانادایی‌ها! چرا که چنین ادعایی بسیار احمقانه و بی‌پایه خواهد بود اگر چه که لهجه‌ی مردم این سرزمین‌ها بر اثر دور بودن از سرزمین مادری خود دارای بعضی ویژگی‌های متفاوت با انگیسی زبانان انگستان شده‌است که با کمی تأمل می‌توان علل زایش آن‌ها را دور از خانه‌ی اصلی دریافت! اما همه می‌دانیم زبان مردم استرالیا و آمریکا و کانادا انگلیسی‌ست.
مردم تاجیکستان که روزی بخشی از ایران بزرگ بودند و همیشه به‌زبان فارسی تکلم می‌کرده و می‌کنند و مانند ما ایرانیان به خاطر حفظ این زبان توانستند از گزند اجانب مصون بمانند به خوبی می‌دانند که تاجیک‌ها فارسی زبانند و با این زبان محاوره می‌کنند و به این زبان می‌نویسند و شعر می‌سرایند و به خاطر همین زبان فارسی است که بعد از رهایی از چنگال زورمداران کرملین رابطه‌ی فرهنگی‌ی نزدیکی با همزبانان ایرانی‌خود داشته‌اند. و حالا این سؤال پیش می‌آید که مجلس‌نشینان شهر دوشنبه به‌فکر دوختن چه کلاهی برای هم‌زبانان عزیزمان در تاجیکستان هستند که به ناگاه در صدد قلب یک واقعیت مسلم تاریخی، تصمیم می‌گیرند نام زبان رسمی‌ی آن کشور را از فارسی به تاجیکی تغییر دهند که البته با توجه به جریانات مشکوکی که در ایران سعی در جانشینی‌ی زبان عربی به جای فارسی دارند شیطنت‌هایی این‌گونه بسیار دور از انتظار نیست
.
برای آگاهی بیش‌تر در این مورد توجه‌تان را به مطلب ایران‌شناس متعهد و دلسوز آقای جلیل دوستخواه در سایت کانون پژوهشهای ايران شناختی جلب می‌کنم.
........................................................................................رسانه